تبليغاتX
شهدا شرمنده ایم
شهدا شرمنده ایم
زندگی زیباست اما شهادت از آن زیباتر
نگارش در تاريخ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 توسط سلطانی

لینک ثابت سردار شهید قاسمعلی سلطانی

آخرین عکس از سردار شهید قاسمعلی سلطانی

نفر اول سمت راست

محل شهادت : منطقه عملیاتی والفجر ۸ - فاو

نگارش در تاريخ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی

در خيال خرمشهر که کنار کارون آرام نشسته بود، هيچ صداي خمپاره ای نبود. نخلستان هايش صدای چرخ های تانک را تا آن روز نشنيده بود، تا شهريور ماه 59 که خرمشهر، خونين شهر شد. پس از گذشت روزهای تاريک و پر دود اسارت، در سوم خرداد 1361 شهر از اشغال درآمد. خرمشهر نخل های سوخته، نخل های بی سر...

فتح خرمشهر (سوم خرداد 1361) در تاريخ جنگ ايران و عراق از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. خبر آزادي خرمشهر آن چنان شگفت‌آور بود كه در سراسر ميهن اسلامي ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ايران بسان خانواده‌اي بزرگ كه فرزند از دست رفته خود را باز يافته است اشكهاي شادي و شعف خود را نثار روح شهداي حماسه‌آفرين صحنه‌هاي شورانگيز اين نبرد كردند. براي پي بردن به عظمت اين نبرد حماسي كافي است بدانيم كه نيروهاي متجاوز عراق پيش از نبرد سرنوشت ساز رزمندگان ما براي آزادي خرمشهر در اطلاعيه‌اي به نيروهاي خود دستور داده بودند كه دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهاي عراق محسوب دارند. همچنين تجهيزات و امكانات دفاعي دشمن در اين منطقه نشان مي‌داد كه عراق خرمشهر را به عنوان نماد پيروزي خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشته است به هر قيمت،‌ اين شهر را در تصرف نيروهاي خويش نگهدارد.

هنگامي كه مرحله اول و دوم عمليات بيت‌المقدس به پايان رسيد و رزمندگان ما در اطراف خرمشهر مستقرشدند، راديوي رژيم بعثي، مي‌كوشيد در تبليغات كاذب خود، حضور نيروهاي عراق را در خرمشهر به رخ بكشد تا توجيهي براي ترميم روحيه نيروهاي شكست خورده و رو به هزيمت عراق باشد. فتح خرمشهر در زماني كمتر از 24 ساعت، موجب شد كه بخش قابل توجهي از نيروهاي مهاجم عراقي به اسارت نيروهاي جمهوري اسلامي ايران درآيند.

نبرد بزرگ، سرنوشت‌ساز و غرورآفرين بيت ‌المقدس كه براي رها سازي خرمشهر از سلطه‌ نيروهاي مهاجم عراقي انجام شد، از دهم ارديبهشت ماه تا چهارم خرداد ما 1360 به طول انجاميد. اين نبرد حماسي علاوه بر پايان بخشيدن به 19 ماه اشغال بخشي از حساس‌ترين مناطق خوزستان و آزادسازي خرمشهر، ضربه‌اي سهمگين و كمرشكن به توان رزمي و جنگ طلبي‌هاي دشمن مهاجم وارد ساخت.

كوتاه سخن اينكه عمليات بيت‌المقدس به عنوان برجسته‌ترين عمليات پدآفندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در تاريخ نظامي 8 سال دفاع مقدس ثبت شده است.

اگر امروز در هر شهر و روستا به گلزار شهيدان گذر كنيم و تاريخ نقش بسته بر سنگرها را مرور كنيم، خواهيم ديد كه مجموعه شهيدان سوم خرداد 1360 الگويي كوچك از ملت مقاوم ايران است كه چونان سپهري پر ستاره مي درخشد. شاديهاي به ياد ماندني خودجوش و سراسري پس از آزادسازي خرمشهر نيز برگ ديگري از اين حماسه ملي بود و نشان داد كه مردم سراسر اقطار و بلاد ايران اعم از آن كه هرگز خرمشهر را به چشم ديده باشند يا نه چگونه از شنيدن خبر اين پيروزي ساعتها به دست افشاني و پايكوبي پرداختند وهزيمت دشمن اشغالگر را از خاك ميهن جشن گرفتند.

سوم خرداد يك حماسه ملي است؛ اگر حضور ملت در صحنه جبهه هاي دفاع نبود، نه حماسه آن پيروزي تحقق مي يافت و نه حماسه حضور مردم در جشن پس از پيروزي. لذا به حق مي توان گفت پاسداشت فتح خرمشهر در گرو پاسداشت حضور مردمي در همه صحنه هاست.

بياد سوم خرداد سالروز حماسه هميشه تاريخ ايران ...آزادي خرمشهر

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود كه مي‌تپيد و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادري بود كه فرزندان خويش را زير بال و پر گرفته بود و در بي‌پناهي پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نيز كه خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزير شدند كه به آن سوي شط خرمشهر كوچ كنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهايي بود كه جز در پازپس‌گيري شهر برآورده نمي‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونين‌شهر شده بود. خرمشهر خونين ‌شهر شده بود تا طلعت حقيقت از افق غربت و مظلوميت رزم‌آوران و بسيجيان غرقه در خون ظاهر شود. و مگر آن طلعت را جز از منظر اين آفاق مي‌توان نگريست؟ آنان در غربت جنگيدند و با مظلوميت به شهادت رسيدند و پيكرهاشان زير شني تانكهاي شيطان تكه تكه شد و به آب و باد و خاك و آتش پيوست. اما� راز خون آشكار شد. راز خون را جز شهدا درنمي‌يابند. گردش خون در رگهاي زندگي شيرين است اما ريختن آن در پاي محبوب، شيرين‌تر است؛ و نگو شيرين‌تر، بگو بسيار بسيار شيرين‌تر است.

راز خون در آنجاست كه همه حيات به خون وابسته است. اگر خون يعني همه حيات� و از ترك اين وابستگي دشوارتر هيچ نيست پس، بيشترين از آن كسي است كه دست به دشوارترين عمل بزند. راز خون در آنجاست كه محبوب خود را به كسي مي‌بخشد كه اين راز را دريابد. آن كس كه لذت اين سوختن را چشيد در اين ماندن و بودن جز ملالت و افسردگي هيچ نمي‌يابد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند كه راه حقيقت وجود انسان را از ميان هاويه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب كرده‌اند تا فتوت آشكار شود و راه فنا را به آنان بياموزد.

آنان را كه از مرگ مي‌ترسند از كربلا مي‌رانند. وقتي كه كار آن همه دشوار شد كه ماندن در خرمشهر معناي شهادت گرفت، هنگام آن بود كه شبي عاشورايي برپا شود و كربلائيان پاي در آزموني دشوار بگذارند�

كربلا مستقر عشاق است و شهيد سيد محمد علي جهان‌آرا چنين كرد تا جز شايستگان كسي در آن استقرار نيابد. شايستگان، آنانند كه قلبشان را عشق تا آنجا آكنده است كه ترس از مرگ، جايي براي ماندن ندارد. شايستگان جاودانند؛ حكمرانان جزاير سرسبز اقيانوس بي‌انتهاي نور نور كه پرتوي از آن همه كهكشانهاي آسمان دوم را روشني بخشيده است.

نگارش در تاريخ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی
امام محمد باقر (ع):مردان خیر نخستین کسانی هستند که وارد بهشت می شوند
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی

عمر خيام نيشابوری

چون مرده شوم خاك مرا گم سازيد / احوال مرا عبرت مردم سازيد

حكيم عمر خيام نيشابوري، از حكما، رياضي‌دانان و شاعران بزرگ ايران در اواخر قرن ‌٥ و اوايل قرن ‌٦ است كه طرز بيان مسلك و فلسفه او تاثير به سزايي در ادبيات فارسي به جاي نهاده و ميدان وسيعي براي جولان انديشه ديگران فراهم كرده است.
به گزارش بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حكيم عمر خيام كه بي‌شك از مفاخر ملي ايران و از نوابغ فلسفه جهان است، سال ‌٤٣٠ هجري در يكي از قريه‌هاي نيشابور متولد شد. گفته شده است حكيم ابوالفتح يا ابوحفص عمر ابراهيم خيام كه القابي نظير خواجه امام، حجه‌الحق، سيدالحكما و فيلسوف‌العالم را به او نسبت داده‌اند، علاوه بر رياضيات و نجوم، در علم حكمت و تفسير و حديث نيز مهارت داشته است.
در حكايتي آمده است كه روزي خيام بر شهاب‌الاسلام عبدالرزاق پسر ابوالقاسم عبدالله ‌بن علي وزير سلجوقي و برادرزاده نظام‌الملك وارد شد كه در آن مجلس از اختلاف قرائتها در مورد آيه‌اي از قرآن سخن مي‌گفتند كه خيام نيز وجهي از اين قرائتها را بر وجوه ديگر ترجيح داد.
خيام را تالي و پيرو ابوعلي‌سينا در علوم حكمت دانسته‌اند كه در رساله‌اي به نام كون و تكليف كه در سال ‌٤٧٣ هجري در جواب ابونصر نسوي شاگرد ابن‌سنا تقرير كرده، از شيخ با عنوان معلم من و افضل‌المتاخرين ياد كرده است. قديمي‌ترين ماخذي كه از خيام نامي به ميان آورده، كتاب چهار مقاله نظامي عروضي است كه در سال ‌٥٠٦ در كوي برده‌فروشان بلخ او را ديده است.
در ادامه نيز به قولي از خواجه‌ عمر خيام اشاره شده است كه مي‌گفت: گور من در موضعي باشد كه هر بهاري شمال بر من گل‌افشان مي‌كند و نظامي افزوده است كه وقتي در سال ‌٥٣٠ به نيشابور رسيده، چند سالي بوده كه از وفات او گذشته است.
از همين روايت به مهارت خيام در علم نجوم نيز اشاره مي‌شود. چنان كه مي‌گويند در كارهاي بزرگ علمي مانند ترتيب رصد ستارگان و اصلاح تقويم به او رجوع مي‌كرده‌اند.
از ديگر كساني كه علاوه بر نظامي عروضي او را در جواني ديده است، ابوالحسن زيد بيهقي است. وي را فردي با ذكاوت نام برده‌اند كه در اصفهان هفت بار كتابي را خوانده و در بازگشت به نيشابور آن را كامل املا نموده است. همچنين او را عاشق طبيعت، اما تندخو ذكر كرده‌اند كه فطرتا مردي بدبين و محتاط بوده و از بحث كردن اجتناب مي‌ورزيده است.
در مورد دوري وي از بحث و مجادله به اين حكايت اشاره مي‌كنند كه غزالي در باب تعيين جزيي از اجزاء فلك از او سؤالي كرد و خيام در جواب سخن او براي حفظ از نزاع، سخن را به درازا كشانيده است.
مشخص نيست كه به حج رفته است يا خير، اما در مورد مسافر‌تهايش گفته‌اند كه به سمرقند، بلخ، هرات، اصفهان و حجاز سفرهايي داشته است.
در گذشته بيشتر خيام نيشابوري به عنوان رياضيدان و منجم مطرح بوده است كه با همكاري ابوالعباس لوكري و ابوالفتح خازني زيج‌السنجري در نجوم را تاليف كرده است.
وي رساله‌اي در معراج دارد و خطبه الغراء ابن سينا را به فارسي ترجمه كرده است. از آثار مشهور او در رياضي به رساله جبر و مقابله كه به زبان فرانسوي نيز ترجمه شده است، مي‌توان اشاره كرد كه غلامحسين مصاحب در سال ‌١٣٣٦ آن را ترجمه كرده است.
همچنين كتابهاي رساله‌ في ‌شرح ما ‌اشكل من مصادرات الكتاب اقليدس و كتابي در بيان دستور ارشميدس و ترازوي او براي وزن كردن اشياء با توجه به وزن هر كدام و رساله‌ي كوتاه در حل مساله‌اي جبري با ذكر ‌٢١ قسم معادله جبري و چند اثر ديگر و شرح‌المشكل من كتاب الموسيقي كه جلال‌الدين همايي آن را ترجمه كرده است نيز از او است. اثري با نام نوروزنامه در منشاء تاريخ و آداب جشن نوروز هم به او منسوب است كه در صحت انتساب آن به خيام ترديد وجود دارد.

از افسانه‌هاي كجول كه براي خيام ساخته‌اند، دوستي و همشاگردي بودن او با نظام‌الملك و حسن صباح است كه در جوامع‌التاريخ، تاريخ گزيده و روضه‌الصفا و تذكره دولتشاه نيز آمده است، اما با توجه به اين كه وفات خيام ميان سالهاي ‌٥٠٦ تا ‌٥١٧ است و حسن صباح در سال ‌٥١٨ وفات كرده است و ولادت خواجه‌نظام الملك نيز در سال ‌٤٠٨ است، هم سن بودن آنها تنها در صورتي امكان‌پذير است كه هر سه بالاي صد سال عمر كرده باشند و اين محال است. در مورد رباعيات خيام كه در زمان حاضر به آنها شهرت دارد، بايد گفت: به واسطه تعصب مردم و افكار فلسفي خاص خيام تنها عده‌اي از دوستان و نزديكان او مي‌دانستند كه او شاعر است و رباعيات نيز پس از مرگ او منتشر شده است. در كتاب نزهه‌الارواح شهر زوري از شعر خيام سخن گفته شده كه ‌٧٠ يا ‌٨٠ سال پس از مرگ خيام نوشته شده است. همچنين در كتاب مرصادالعباد نجم‌الدين رازي نيز از دو رباعي او ياده شده است.
با توجه به اين كه محيط اجتماعي قرن پنجم براي جولان افكار فلسفي خاص، به مراتب نامساعد‌تر از قرن سوم و چهارم بوده و ميدان نيز براي واعظان و محدثان فراخ‌تر گرديده است و رواج عقايد تعبدي بازار فلسفه را كساد و تعصبهاي مذهبي به آزادي فكر غلبه داشته، خيام ترجيح داده است از فلسفه خود حرفي به ميان نياورد؛ چنان كه گفته است:

خورشيد به گل نهفت مي‌نتوانم // و اسرار زمانه گفت مي‌ نتوانم

از بحر تفكر سر برآورد خرد // دري كه ز بيم سفت مي‌نتوانم

معناي لغوي و اصطلاحي موزه:


نام موزه از لغت فرانسوي"Musee " گرفته شده و به معناي مكاني است كه مجموعه بزرگي از آثار باستاني و صنعتي و چيزهاي گرانبها را در آن به معرض نمايش مي گذارند و دانشمندان و پژوهشگران و هنرمندان و علاقه مندان از آن استفاده مي كنند. كلمه موزه را فرانسويان از لغت يوناني گرفته اند. موزه نام تپه اي در آتن بوده است كه در آن عبادتگاهي براي موزه ها ساخته شده بود.

امروزه در كشورهاي گوناگون جهان موزه ها، آثار باستاني، مردم شناسي، طبيعي، حيوانات و وحوش و مجموعه تاريخي آن كشورها را به نمايش مي گذارد. فرهنگ تمدن هر قوم و ملتي از طريق اشيا و وسايلي كه در آن موزه ها جمع آوري شده است شناخته مي شود. يكي از راههاي شناخت اقوام گذشته و نحوه زندگاني آنها بازديد از موزه هاست كه جنبه آموزشي نيز دارد.

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی
رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: حضور گسترده مردم در دور دوم انتخابات مجلس ، حریف را پس می زند.
آقای لاریجانی در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی درباره اهمیت حضور مردم در دور دوم انتخابات مجلس افزود: ملت ایران ملتی باهوش ، با تدبیر و با بصیرت است و حساسیت انتخابات مرحله دوم را کاملا دریافته است.
وی با اشاره به اینکه مرحله دوم انتخابات از سه وجه اهمیت دارد ادامه داد: وجه اول این است که پروژه انتخابات ناقص است و با انکه مرحله اول با حضور چشمگیر مردم برگزار شد حدود 65 نفر از نمایندگان هنوز تعیین تکلیف نشده اند.
رئیس مجلس شورای اسلامی افزود : بنابراین در مرحله دوم تکلیف 65 نماینده مجلس مشخص و تعداد نمایندگان ملت در مجلس تکمیل می شود.
وی درباره وجه دوم اهمیت حضور مردم در مرحله دوم انتخابات مجلس گفت: هرچقدر حضور مردم در انتخابات بیشتر شود هم نمایندگان شان واقعی تر هستند و هم از پشتوانه بیشتری برخوردارند که بتوانند مسائل و حقوق آنها را استیفا کنند.
لاریجانی وجه سوم اهمیت انتخابات مرحله دوم مجلس را شرایط موجود دانست و گفت : در وضعیتی هستیم که نگاه ها به انتخابات و حضور مردم بسیار متمرکز است اعم از بعد منطقه ای ، ملی و بین المللی و این تمرکز روی نحوه رفتار مردم در انتخابات کاملا وجود دارد.
وی تصریح کرد: کم هزینه ترین کاری که می شود حریف را از سنگ اندازی جلوی پای ملت ایران منصرف کرد این است که ملت اراده خودش را نشان بدهد و این موجب می شود که حریف پس زده شود .

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی

در حالی كه اشغال خرمشهر توسط عراق به عنوان آخرین و مهم ترین برگ برنده این كشور برای وادار ساختن ایران به شركت در هر گونه مذاكرات صلح تلقی می شد، آزاد سازی این شهر می توانست سمبل تحمیل اراده سیاسی جمهوری اسلامی بر متجاوز و اثبات برتری نظامی اش باشد. بر همین اساس، با توجه به این كه منطقه عمومی غرب كارون آخرین منطقه مهمی بود كه هم چنان در اشغال عراق قرار داشت، از یك سو فرماندهان نظامی ایران برای انجام عملیات در این منطقه اشتراك نظر داشتند، و از سوی دیگر عراق نیز كه طراحی عملیات آزادسازی خرمشهر را پس از عملیات فتح المبین قطعی و مسجل می پنداشت، با در نظر گرفتن اهمیت این شهر و جایگاه آن در دفاع از بصره، به ضرورت حفظ این منطقه معتقد بود. از این رو، بلافاصله پس از اتمام عملیات فتح المبین، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه عمومی خرمشهر تقویت می شد، به تمام یگان های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد تا ضمن بازسازی و تجدید قوا، به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند. مهم ترین اهدافی كه در این عملیات دنبال می شد، عبارت بودند از:

- انهدام نیروی دشمن، حداقل بیش از دو لشكر.

- آزاد سازی حدود 5400 كیلومتر مربع از خاك ایران؛ از جمله شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید.

- خارج نمودن شهرهای اهواز، حمیدیه و سوسنگرد از برد توپخانه دشمن.

- تامین مرز بین المللی (حدفاصل پاسگاه طلائیه تا شلمچه).

- آزادسازی جاده اهواز – خرمشهر و خارج شدن جاده اهواز – آبادان از برد توپخانه دشمن.

منطقه عمومی عملیات بیت المقدس در میان چهار مانع طبیعی محصور است، كه از شمال به رودخانه كرخه كور، از جنوب به رودخانه اروند، از شرق به رودخانه كارون و از غرب به هور الهویزه منتهی می شود.

منطقه مزبور به جز جاده نسبتا مرتفع اهواز – خرمشهر، فاقد هر گونه عارضه مهم برای پدافند است. همین امر موجب شد تا زمین منطقه – به دلیل مسطح بودن – برای مانور زرهی مناسب، و برای حركت نیروهای پیاده – به دلیل در دید و تیر قرار داشتن – نامناسب باشد. نقاط حساس و استراتژیك منطقه شامل بندر و شهر خرمشهر، پادگان حمید، جفیر، جاده آسفالت اهواز – خرمشهر، شهر هویزه و رودخانه های كارون، كرخه كور و اروند بود.

تا قبل از آغاز عملیات بیت المقدس، استعداد نیروهای دشمن به ترتیب زیر بود:

- لشكر 6 زرهی؛ از جنوب رودخانه كرخه تا هویزه.

- لشكر 5 مكانیزه؛ از غرب اهواز تا روستای سید عبود.

- لشكر 11 پیاده از سید عبود تا خرمشهر – تیپ های 22، 48، 44 مامور حفاظت از خرمشهر بودند.

- لشكر 3 زرهی در شمال خرمشهر.

با شروع عملیات نیز یگان های دیگری از ارتش عراق به منطقه اعزام شدند كه در مجموع تمامی یگان هایی كه در منطقه درگیری حضور یافتند، عبارت بودند از:

- لشكر 5 مكانیزه؛ شامل: تیپ های 26 و 55 زرهی و تیپ های 15 و 20 مكانیزه.

- لشكر 6 زرهی؛ شامل: تیپ های 16 و 30 زرهی و تیپ 25 مكانیزه .

- لشكر 3 زرهی؛ شامل: تیپ های 6،12 و 53 زرهی و تیپ 8 مكانیزه .

- لشكر 9 زرهی؛ شامل: تیپ های 35 و 43 زرهی و تیپ 14 مكانیزه .

- لشكر 10 زرهی؛ شامل: تیپ های 17 زرهی و 24 مكانیزه .

- لشكر 11 پیاده؛ شامل: سه تیپ سازمان 44، 48 و 49 پیاده و سه تیپ تحت امر 45 ، 113 و 22 پیاده.

- لشكر 12 زرهی؛ شامل: تیپ های 46 مكانیزه و 37 زرهی.

- لشكر 7 پیاده؛ شامل: تیپ های 19 و 39 پیاده.

- تیپ مستقل 10 زرهی.

- تیپ های مستقل 109، 419، 416، 90، 417، 601، 602، 605، 606، 409، 238 و 501 پیاده.

- تیپ های 31، 32 و 33 نیروی مخصوص.

- تیپ های 9، 10 و 20 گارد مرزی.

- تعداد 30 گروهان كماندو.

- تعداد 10 قاطع جیش الشعبی (هر قاطع 450 نفر).

- گردان تانك مستقل سیف سعد.

- گردان های شناسایی حطین، صلاح الدین، حنین.

- توپخانه دشمن نیز از 530 قبضه توپ در انواع مختلف تشكیل شده بود كه به طور تقریبی عبارت بود از 30 گردان.

در طراحی عملیات، تهاجم از طریق عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سوی مرز بین المللی و سپس آزادسازی شهر خرمشهر مد نظر قرار گرفته و چنین استدلال می شود كه حمله به جناح دشمن، كه عمدتا به سمت شمال آرایش گرفته بود، عامل موفقیت عملیات است.

هم چنین، شكستن خطوط اولیه دشمن و عبور از رودخانه و گرفتن سرپل در غرب كارون تا جاده آسفالته اهواز – خرمشهر به عنوان اهداف مرحله اول و ادامه پیشروی به سمت مرز و تامین خرمشهر به عنوان اهداف مرحله دوم تعیین شدند.

بر همین اساس، محورهای عملیاتی هر یك از قرارگاه ها به ترتیب زیر مقرر گردید:

1- محور شمالی؛ قرارگاه قدس (با عبور از رودخانه كرخه).

2- محور میانی؛ قرارگاه فتح (با عبور از رودخانه كارون و پیشروی به سمت جاده اهواز – خرمشهر).

3- محور جنوبی؛ قرارگاه نصر (با عبور از كارون و پیشروی به سمت خرمشهر).

 

 

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی
 

ممتاز و نمونه شدن برای یکسال است،

و ماندگار شدن برای یک عمر؛

سلام بر معلمی که هر سال نمونه است و یک عمر ماندگار ...

معلم عزیزم روزت مبارک که جهانی از نورت مبارک گشته است.

اون روزها ، وقتی دانش آموز بودیم ؛

یکی از ترسناک ترین جملات دنیا ، این بود که :

" یه برگه از کیفتون بیارید بیرون "

مسلمان کسی است که هم درد خدا را داشته باشد و هم درد خلق خدا را .

معلم عزیزم بی انصافیست که تو را به شمع تشبیه کنم زیرا شمع را میسازند تا بسوزد

 اما تو میسوزی تا بسازی ، با سپاس و عرض تبریک فراوان روزت مبارک
نگارش در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی

در نگاه اول شاید فکر کنید با یک جعبه پخش موسیقی عهد شاه عباس روبرو هستید   

 

ولی داخل این اثر هنری یک لپ‌تاپ hp ZT1000 قرار گرفته که ویندوز ایکس پی و همچنین اوبونتو را اجرا می‌کند!

استادکاران اصفهانی در تهیه این اثر از شیشه ، برنج کنده‌کاری شده و سم استفاده کرده اند. کیبوردها و موس از فلز مس تهیه شده‌اند.جای قرار گرفتن مچ از چرم است. برای روشن کردن ماشین هم باید کلیدی را در سوراخ کلید قرار بدهید و در جهت عقربه‌های ساعت ، بچرخانید!

    آفرین به اینهمه ذوق و سلیقه استادکارهای اصفهانی               

نگارش در تاريخ دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی
سمت راست نفر اول که نشسته است
نگارش در تاريخ شنبه نهم اردیبهشت 1391 توسط سلطانی
در میان دشت سرسبز و بزرگ

> > زندگی میکرد یک مور ضعیف

> > ناتوان و کوچک و دل خسته بود

> > دست و پای کوچکش ریز و نحیف

> >

> > روزگاری رفت دنبال غذا

> > دانه ای زیر درخت افتاده بود

> > شاد و خندان گشت، آن مور سیاه

> > چون خدا بر او غذایی داده بود

> > با هزاران رنج بدبختی گرفت

> > با دو چنگش گوشه ی آن دانه را

> > رهسپار خانه شد در آن زمان

> > تا که آرد روزی ِ کاشانه را

> > شاد و خندان گفت او در بین راه

> > عاشقم من در دلم عشق خداست

> > خاک پایش سرمه بر چشم من است

> > هر دقیقه سجده ی شکرش بجاست

> > قلب من با عشق ایزد میزند

> > کاش میشد در ره او جان دهم

> > ذات ایزد پاک و از زشتی جداست

> > کاش جانم در ره ایمان دهم

> > لحظه ای از سجده و شکرش گذشت

> > تا که بادی در دل ِ صحرا وزید

> > دانه ی آن مور کوچک را گرفت

> > شد خدای مهربان شمر و یزید

> > ماجراها گفت از ظلم خدا

> > ناسزا و صد حدیث و نقل قول

> > ابن ملجم هم چنین ظالم نبود

> > مهربانتر بود، چنگیز مغول

> > اشک چشمم گشته همچون نهرخون

> > چون گرفتی آن غذا و دانه را

> > ازمن بی کس چرا کردی دریغ

> > دانه ای گندم و قوت لانه را

> > پس نمیخواهم خدای کینه توز

> > از هم اکنون من به دینت کافرم

> > در دلم مهری نمیبینم دگر

> > پس بدان بی دین و بی پیغمبرم

> > اشک و آهش آن زمان پایان گرفت

> > از میان آسمان آمد طنین

> > صوت زیبا و کلام دلنشین

> > آمد از بالا رسیدش بر زمین

> > مور من بس کن دگر غمگین نباش

> > بر خدایت گفته ای صد ناسزا

> > رحمت شایان به جانت کرده ام

> > این نباشد لطف ایزد را سزا

> > بلبلی زیبا میان آسمان

> > دانه ای را دید میغلتد به راه

> > آمد از با لا به سمت دانه ات

> > در پی اش مور ِ نگون بخت سیاه

> > آن زمان طوفان و بادآمد پدید

> > تا که گردد دانه از چنگت جدا

> > چون رها گشتی کنون از چنگ مرگ

> > ناسزا گویی بر این لطف خدا

> > گفت بلبل آن زمان در فکرخویش

> > دانه خوردن بهتر است از مور ریز

> > میروم من دانه را آرم به چنگ

> > تا غذایی در پی جنگ و گریز

> > رفت بلبل دانه را دنبال کرد

> > اینچنین شد ماجرا در انتها

> > لطف ایزد شامل حال تو شد

> > گشته ای از چنگ آن بلبل رها

> > حکمتی باشد به هر رنج و بلا

> > گر شنیدی این پیام و این صدا

> > ترک ایمان بعد هر رنجی نکن

> > یا نشو قاضی به اعمال خدا

> > هر زمان آید بلا با خود بگو

> > این بلای سخت قطعا حکمت است

> > قدرت ایمان میان هر بلا

> > چون کلید گنج لطف و رحمت است

نگارش در تاريخ شنبه نوزدهم فروردین 1391 توسط سلطانی

نگارش در تاريخ دوشنبه هشتم اسفند 1390 توسط سلطانی
هرکس به اسلام و استحکام این نظام و ملت ایران علاقه مند است برای او عقلا و شرعا واجب است که در این انتخابات شرکت کند . امام خامنه ای

وصیت شهید حسین پرستار:برطبق احکام و قوانین اسلام انتخاب کنید نه بر طبق رابطه،بیاییدضابطه راحاکم بر انتخابات کنیم.

وصیت شهید حیدر باقری:بدانید هر رای که شما به صندوق می ریزید ،مشت محکمی است که به دهان ضد انقلاب و اربابان آمریکایی می زنید و یک قدم او را وادار به عقب نشینی می کنید.

رهبر معظم انقلاب در دیدار با خانواده های شهدا:به لطف الهی ملت ایران در انتخابات روز جمعه سیلی سخت تر از سیلی ۲۲بهمن به چهره استکبار خواهد زد.

نگارش در تاريخ جمعه پنجم اسفند 1390 توسط سلطانی

جناحی بودن کاندیداها اشکال ندارد/ بی بند و باری مالی ممنوع

 

برداشتهای جناحی مسئولان نباید در انتخابات تاثیر بگذارد

ممکن است کاندیداهاى انتخابات، وابسته به جناحهاى مختلف سیاسى باشند، یا خواهند بود - ایرادى هم ندارد - ممکن است با هم تنافسهایى داشته باشند؛ اما هیچ مسؤولى از مسؤولان، به‌هیچ‌وجه نباید اجازه بدهد که برداشتهاى خطى، برداشتهاى جناحى و گرایشهاى گروهى، اندکى در این کار تأثیر بگذارد. این کار باید ان‌شاءاللَّه سالم و خالص و بدون اندکى خدشه انجام بگیرد؛ این است که مردم را دلگرم خواهد کرد.                                                           

                                                                             حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای

نگارش در تاريخ شنبه بیست و نهم بهمن 1390 توسط سلطانی
مردم مسلمان تبريز به منظور بزرگداشت ياد شهداي 19 دي ماه مردم قم، به دعوت آيت‏اللَّه قاضي طباطبايي و ديگر علماي تبريز، در يكي از مساجد بزرگ شهر اجتماع كردند. اجتماع مردم بر اثر رفتار خشونت‏بار مأموران رژيم شاه به شورشي عمومي در سراسر شهر تبديل شد. پس از آن، هنگامي كه قيام بزرگ مردم مسلمان تبريز به اوج خود رسيده بود، نيروهاي نظامي، با تانك‏ها و نفربرهاي نظامي به مردم بي‏دفاع يورش برده و به سركوب و كشتار مردم پرداختند. تبريز در اين روز به صورت شهر جنگ زده درآمد. خيابان‏ها از خون جوانان، بازاريان، دانشجويان و مردان و زنان رنگين شد و بدين ترتيب، پس از فاجعه خونين نوزدهم دي ماهِ قم، جنايت ديگري بر جنايات رژيم پهلوي افزوده شد. در اين حركت مردمي حداقل 13 تن شهيد، بيش از 125 نفر زخمي و بيش از 550 نفر دستگير شدند. در اين قيام، مردم نيز 3 تانك، 2 سينما، 22 مغازه، 1 هتل، 37 اتومبيل و چندين مركز فساد از جمله حزب رستاخيز و كاخ جوانان را مورد حمله قرار داده و به آتش كشيدند. كشتار مردم تبريز، شاه را غافلگير كرد، چون او كه به نظرِ خود، توانسته بود پرده‏اي ضخيم بر روي فاجعه قم بكشد، حتي اقدام دبير كل سازمان ملل را به سود خود تمام كند و افكار خارجيان را از درك واقعيت فاجعه قم منحرف سازد، در قيام مردم تبريز، به كلي دست و پاي خود را گم كرد. گستردگي قيام مردم تبريز به حدي بود كه رژيم شاه به دروغ متوسل شده و مردم انقلابي تبريز را عوامل بيگانگان معرفي كردند. اين قيام‏ها، سراسر ايران را در ماتم فرو برد و مردم به تبعيت از رهبري نهضت، عيد را عزاي عمومي اعلام نمودند و اجتماعات را به بزرگداشت شهداي قم و تبريز اختصاص دادند.
نگارش در تاريخ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 توسط سلطانی

 

اینگونه نگاه کنيد...


مرد را به عقلش نه به ثروتش



زن را به وفايش نه به جمالش



دوست را به محبتش نه به کلامش



عاشق را به صبرش نه به ادعايش



مال را به برکتش نه به مقدارش



خانه را به آرامشش نه به اندازه اش



اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش


غذا را به کيفيتش نه به کميتش



درس را به استادش نه به سختیش



دانشمند را به علمش نه به مدرکش



مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش



نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش



شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش


دل را به پاکیش نه به صاحبش



جسم را به سلامتش نه به لاغریش



سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 توسط سلطانی
سالروز ورود
اخت الرضا(ع)
کريمه اهل بيت
حضرت معصومه(س)
به شهر
قم مبارک باد

السلام عليك يا بنت موسى بن جعفر(ع)

معصومه اى را در پاكى و معنويت يافتم،
معصومه اى را در غريبى و غربت همچون زينب درپى برادر يافتم.
«يا اخت ولى الله»
معصومه اى را كه نشانه قبر مادرش بود يافتم.
«يا بنت فاطمه (س)»
معصومه اى را كه بوى مدينه و غريبى تنهايى بقيع را به همراه داشت يافتم.
«يا بنت الحسن (ع)»
معصومه اى را كه پيام آور مظلوميت و غربت كربلا بود يافتم
«يا بنت الحسين (ع)».

حال به خود مى بالم واحساس آرامش مى كنم كه تو را يافتم، باز به خود مى بالم كه در سرزمينى متولد شدم كه خاكش بوى بهشتى را مى دهد كه وعده خدا بخاطر قدومت به مردمان اين سرزمين وارد شده است كه  «من زارها عارفا بحقها فله الجنة»

يا« عمة ولى الله »پى بردن به اسرار وجودت بسيار سخت است
و هيچ قلمى و مغز شاعرى نمى تواند آن طور كه شايسته توست بگويد و بنويسد
و هيچ اشكى نمى تواند زخم غريبى و دورى برادرت را تسكين دهد
واين تويى تسكين دهنده دردهاى غريب.

اگر تو نبودى كبوتران، پرواز عشق سر نمى دادند و اين چنين دلربايى گنبد نيلگونت نمى شوند .

چه زيباست آن لحظه اى كه عاشقانت مسحور جمال كبريائيت مى شوند ودر پى نسيم رحمت و شفاعتت سرمست، كه «عرف الله بيننا و بينكم فى الجنة» .

وجود، هميشه سرشار كرامت توست و از وجود شماست كه درهاى بهشت به رويمان گشوده است .

«يا فاطمه اشفعى لنا فى الجنة»

 

نگارش در تاريخ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 توسط سلطانی

ماه فرو ماند از جمال محمد                سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلك را كمال و منزلتى نيست         در نظر قدر با كمال محمد

وعده ديدار هر كسى بقيامت               ليلة الاسرا شب وصال محمد

آدم ونوح و خليل و موسى عيسى         آمده مجموع در ظلال محمد

عرصه دنيا مجال همت او نيست            روز قيامت مگر مجال محمد

شمس و قمر در زمين حشر نتابند          نور نتابد مگر جمال محمد

وان همه پيرايه بست جنت فردوس        بو، كه قبولش كند بلال محمد

شايد اگر آفتاب و ماه نتابد                   پيش دو ابروى چون هلال محمد

چشم مرا تا بخواب ديد جمالش            خواب نمى گيرد از خيال محمد

سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى    عشق محمد بس است و آل محمد

 

نگارش در تاريخ سه شنبه هجدهم بهمن 1390 توسط سلطانی
                                                       بسم اله الرحمن الرحیم

 

من انقلابم،انقلاب اسلامی ایرانم،بهشت از دست رفته آدم صفوه اله،کشتی نجات دهنده نوح نبی اله برداوسلامای ابراهیم خلیل اله،عصای موسی کلیم اله،دم روح بخش عیسی روح اله،من طلیعه آرزوی محمد مصطفی حبیب اله ام،من سکوت فریاد بر انگیزعلی ،برق شمشیر خندق، ظهور افضل عبادات جن و انسم

من انقلاب اسلامی ایرانم،من تجلی صلح حسن ،انعکاس فریاد عاشورای حسین ،اوج سجده سجادم ،من علم باقر ،صدق صادق ،کظم کاظم،من غربت حقیقی رضایم .

من ظهور تقوی محمدابن علی ،حلم شیرین علی ابن محمدم،من هیبت رفیع حسن عسگریم ،من نقطه شروع ظهورقائم آل محمد (عج)به گفته روح الهم.

من فرزند خمینی دیروزم که امروز عصاره وجود پاکش ،عبد صالح خدا آیت اله العظمی خامنه ای مرا به فرزندی پذیرفته است.

من مظلومیت شهید مدرس،فریاد بر سر دار نواب صفوی ،آرزوهای هنگام تنهائی آیت اله کاشانی ام،من همان مشروطه مشروعه شیخ فضل اله نوری ام، من همان قیام کنندگان جنگلم، امروز فریاد اسلام خواهی مردم سیاه پوست آمریکا ،ناله مسلمانان رنج کشیده افغانستان ،گریه کودکان و زنان بیمار و بی داروی عراق ،ضجه مسلمانان پیر و جوان و کوچک و بزرگ الجزایری،قیام انتفاضه فلسطین و جهاد لبنان و از همه مهمترنهضت الهی بیداری اسلامی کشورهای تونس و مصر و یمن و بحرین از زبان رسای من به گوش جهان می رسد.

امروز فریاد مظلومیت بلال حبشی و یاسر و سمیه روی شنهای تفتیده حجاز ،فغان زهرای اطهر بین درو دیوار،فزت و ورب الکعبه علی مرتضی در محراب ،و واعطشای فرزندان رسول خدا در ظهر عاشورا و ضجه زینب کبری در سوگ پیکرهای پاره پاره صحرای کربلا از حلقوم من به خوبی طنین انگیز است .

آری من یک تاریخ، کینه ام از طاغوتیان و ستمگران زمان.

شناسنامه ام را دیده ای ،نامم انقلاب ،شهرتم اسلامی،محل تولدم ایران ،تاریخ تولدم یست و دوم بهمن و مهر شناسنامه ام خون هزاران لاله سرخ .

حال ،بزرگترین ظلم به من این است که مرا با قیاسهای مادی بسنجی ،آیا از این مائده آسمانی که طعام پاکیزه صالحان خداست جوست ،نان و برنج و گوشت و...می خواهی ؟چه بی انصافی .

قدر مرا خوب بدانید که قطعه ای از بهشتم و ام القرای آزادگان و مهد عنایت خاص خداوندرحمان و امام زمان و شهیدان .

قدر شناسی از من حمایت و فرمانبرداری از دایه انقلاب پیر و مرشد و مراد ،سید علی نام و علی صفت خامنه ای عزیز است و صبر و تحمل مشکلات به گفته خمینی کبیر. (ره)                        والسلام

نگارش در تاريخ دوشنبه هفدهم بهمن 1390 توسط سلطانی

انفجار نور

پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تنها يك حادثه داخلي براي تغيير يك رژيم سياسي نبود. بلكه همان‌گونه كه بسياري از دولتمردان آمريكائي، اسرائيلي و اروپائي در خاطرات خود از آن روزها تعبير كرده‌‌اند،

درج در ادامه مطلب

 

 

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه چهاردهم بهمن 1390 توسط سلطانی
دهه فجر بر همگان مبارک

انقلاب كه پيروز مي شود ضد انقلاب و ايادي استكبار به بهانه خود مختاري كردستان در شهرهاي مختلف كرد نشين، اقدام به فعاليتهاي خرابكارانه، اشغال شهر ها و قتل و غارت اموال عمومي و دولتي مي كند و هر كسي را كه در مقابل هوا خواهي آنان زبان به اعتراض مي گشايد به عنوان "جاش" و مزدور رژيم سركوب مي كند.

ناهيد فاتحي دانش آموز دوم دبيرستان شهر سنندج به جرم شركت در مراسم مذهبي و جلسات بسيج و عشق و علاقه وافري كه به انقلاب و امام داشت، در زمستان 1360 در مسير عزيمت به كلاس درس ربوده مي شود و به زنداني در روستاي هشميز سنندج منتقل مي شود.

ناهيد 11ماه در زير سخت ترين شكنجه ها مقاومت مي كند. صداي ناله او را اهالي مي شنوند و پس از اينكه متوجه مي شوند كه اين دختر سني مذهب و كرد است معترض مي شوند ضد انقلابيون مي گويند او مزدور خميني است حتي به خميني دشنام نمي دهد!

ناهيد زنده به گور مي شود و پدرش پس از ماهها جستجو جنازه او را مي يابد به در خواست مادر ناهيد، جنازه در بهشت زهرا تهران دفن مي شود.

قالب وبلاگ